شاهنامه را فردوسي به تنهايي نسروده است:
| اخبار - آخرین اخبار |
يك روزنامه اماراتي ادعا كرد:
شاهنامه را فردوسي به تنهايي نسروده است!
به نقل از خبرنگار امرداد- برگرفته ار روزنامه اعتماد :روز دوشنبه 30 شهريورماه روزنامه الاتحاد در خبري ادعا كرد شاهنامه را فردوسي به تنهايي نسروده است.
به نقل از سايت روزنامه «اعتماد» در ادامه اين خبر، اين روزنامه بر پايه کتاب جديدي که به تازگي منتشر شده، مدعي شده فردوسي با الهام از پنج نفر از حماسه سرايان پيش از خود شاهنامه را تدوين کرده است، از نام کتاب مورد استناد هم سخني به ميان نيامده بود. روزنامه اماراتي افزوده بايد نام پنج نفر ديگر هم روي جلد شاهنامه نوشته شود و ديگر اينکه ايرانيان را به نژادپرستي و برتري جويي متهم ساخته است.«تارنما اعتماد» تنها رسانهاي است كه در اعتراض به اين خبر يادداشتي را از سوي «محمد صادقي» با عنوان «نشانه گرفتن فردوسي» نوشته است.
یاداشت ضمیمه :
براي همگان روشن است و نياز به توضيح ندارد که فردوسي در ابتداي شاهنامه چگونگي فراهم آوردن اين کتاب و داستان ها را شرح داده است؛ يکي نامه بود از گه باستان فراوان بدو اندرون داستان پراگنده در دست هر موبدي از او بهره يي نزد هر بخردي يکي پهلوان بود دهقان نژاد دلير و بزرگ و خردمند و راد پژوهنده روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جست اگر به متن شاهنامه نگاهي بيندازيم، در مي يابيم که حکيم توس آنچه از دوران قديم به جا مانده بوده است را به گفتار خويش درآورده و از راويان نيز سپاسگزاري کرده است از دقيقي که نخست به نظم شاهنامه ابومنصوري پرداخته بوده نام برده است و اگر مقصود از آن پنج نفر، آزادسرو، شادان برزين، ماخ پير خراساني، بهرام و شاهوي باشد که آنان راويان شفاهي بوده اند و به نظر نمي آيد هم دوره فردوسي بوده باشند و اگر هم چنين بوده باشد، در به نظم درآوردن شاهنامه و سرودن آن تنها هنر فردوسي است که مي درخشد و در اين باره ترديدي وجود ندارد. اما اينکه روزنامه اماراتي بدون ارائه دليل و مدرک و کمترين آگاهي از متن شاهنامه، دست به اين خبرسازي زده است پرسش برانگيز است و نمي توان از آن به سادگي گذشت. اگر در کشور ترکيه بزرگداشت باشکوه مولوي برگزار مي شود، در کشور تاجيکستان مقام ادبي رودکي پاس داشته مي شود و همسايگان ما (در قلمرو فرهنگي ايران) به اين کار دست مي زنند و کارگزاران فرهنگي ما هم دست روي دست مي گذارند و دوستداران فرهنگ و ادب ايران را مي آزارند، اکنون شايد نبايد از چنين خبرهايي که از يک کشور در حوزه خليج فارس به گوش مي رسد نيز چندان شگفت زده شد. نشانه گرفتن فردوسي و هجوم به کتابي که بخش مهمي از هويت ما ايرانيان را بازگو مي کند، موضوع کوچکي نيست. مگر نه اينکه ما بارها از استادان زبان و ادبيات فارسي شنيده ايم که اگر فردوسي و کوشش هاي او نبود، ايرانيان زبان خود را از دست مي دادند و اوست که اين زبان را غنا بخشيده و زنده نگه داشته است؟ مصر نمونه يي آشکار از يک تمدن کهن است که امروز مردمانش به زبان عربي سخن مي گويند. با انديشيدن درباره اين موضوع است که مي توانيم به خدمت بزرگ و ارزشمند فردوسي پي ببريم و نسبت به آنچه در پيرامون ما مي گذرد غفلت نورزيم. شايسته است مسوولان و کارگزاران فرهنگي ايران اعتراض جدي خود را به اين اقدام ناپسند نشان دهند، دست از سهل انگاري برداشته و در مقابل اين هجوم ها، قله هاي فرهنگ و ادب اين سرزمين را پاس بدارند و فراموش نکنند که شاهنامه فردوسي نه تنها يک کتاب حماسي بزرگ در ايران و جهان است بلکه بي ترديد شناسنامه فرهنگ و تمدن ايران زمين به شمار مي آيد.
آخرین بروزرسانی (پنجشنبه, ۰۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۶)





















