درگذشت اشوزرتشت:
| آیین زرتشت - نیایش زرتشتیان |
سالروز درگذشت اشوزرتشت,اولین پیامبر ایرانی
روز خور (خیر) از ماه دی برابر با پنجم دیماه, سالروز درگذشت اولین پیامبر ایرانی،بزرگ پیامبر آریایی اشوزرتشت اسپنتمان بر همه دوستارانش تسلیت باد...
زرتشت، که فروهر او ستوده باد، هنگامی که درگذشت هفتاد و هفت سال از زایش او گذشته بود، چهل و هفت سال از همسخنیاش و سیوپنج سال پس از آن بود که گشتاسب دین را پذیرفته بود (دینکرت هفتم، فصل 5، بند1). در کتاب گزیدههای زادسپرم (فصل 25، بند5) روز درگذشت اشوزرتشت، روز خور از ماه دی است.
در همین کتاب از برگزاری آیین یزشن در روز درگذشت پیامبر یاد شده است. مراسمی که اکنون هم به شیوهای سادهتر در این روز برای فروشی همه درگذشتگان و به ویژه فروشی اشوزرتشت سپیتمان به جای آورده میشود. یزشن همان واژهای است که در فارسی «جَشَن» یا «جَشن» شده است. روز درگذشت اشوزرتشت برای زرتشتیان روز سوگواری نیست روز یزشن است یعنی روز ستایش و بزرگداشت یکی از پدیدههای نیک اهورامزدا، روز بزرگداشت فروشیهای پاک و نورانی.
زرتشتیان چندین بار در سال برای فروشیهای پاک از کیومرث تا سوشیانس آیین ستایش و نیایش بر پا میکنند. یک بار در آغاز سال در روز فروردین و ماه فروردین (جشن فروردینگان)، بار دیگر در ده روز آخر سال که پنج روزش به نام پنجه کوچک و پنج روز دیگرش به نام پنجه بزرگ شهرت دارد و پنجه بزرگ برابر با گاهنبار همسپتمیدیم و گاه آفرینش انسان است، و یک بار هم در روز درگذشت اشوزرتشت که انسانی اشو یا اشون یعنی انسانی کامل بود و روز درگذشت او را میتوان روزی دانست که روان پاک آن بزرگمرد به فروشی پاکش پیوست.
زرتشتیان بر این باورند که فروشی، نوری از سوی اهورامزدا است که به ودیعه در وجود همه موجودات از جمله انسان نهاده میشود و بعد از مرگ دوباره به نورهمهنورها یعنی اهورامزدا میپیوندد. هر انسانی فروهر خود را دارد و بر اساس نوشتههای زرتشتی اهورامزدا در ازل فروهر همه موجودات را آفرید و این نیروهای اهورایی او را در آفرینش جهان مادی و نگهداری آن یاری کردند.
«اهورامزدا به زرتشت سپیتمان گفت: ایدون ترا گویم ای پاک سپیتمان، دربارۀ زور و نیرو، فرّ و یاری و پشتیبانیِ فروهرهای توانای پیروز پاکان، که چه سان مرا به یاری آمدند، که چه سان مرا یاوری کردند. با شکوه و فر آنان آسمان را در بالا نگه میدارم که روشن و پدیدار است که این زمین را در گرفته است ...» (یشتها، فروردینیشت، بند 1- 2).
آنــروز كه خيــر بود و دي مـاه**** وخـشـــور بـــــزرگ آريـا رفــــت
دين آوري از زمـان گشتاسب****در حيــن پرسـتـش خــدا رفــت
آن مصـلح راستـگــوي بهـدين ****زيــن گنبد پســـت بيوفـا رفت
پـر نــور نمـــود خــاك ايـــــران**** صــد حيف كه از كـــنار مـا رفت
گوينـــده مــه كـتـاب، اوســتا**** معمــار ســـــرود گاتـهـــا رفــت
اغــلب ز كــــتابهاي خوبـش**** سوزانده شد و ز دست ما رفت
مانـــديم چـه استوار و مـحكم ****بـــر پيكــــر ما اگــر جـفا رفـــت
گوييـــم با فـغـــان و افسـوس****زرتشـــت پيـمبـــــر خـــدا رفـت
رحمــــت بـه روان پـــاك او باد****كاموخت جهـان وزين سـرا رفت
«زرهتوشترهه سپتيتامهه اَشاُنو فرَوَشيم يَزَميده» (بر فروهر پاك اشوزرتشت اسپنتمان درود باد)



















