Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to
صفحه اصلی راز کعبه زرتشت

سخنان اشوزرتشت

«کسی که بر نفس خود غلبه نکند بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.»«پیمان شکنی یکی از شاخه های دروغ است.»
«زندگی شما وقتی شیرین می شود که پندارتان، کردارتان و گفتارتان نیک باشد.»
«سخنی گو که از اندیشه پاک سرچشمه گرفته است و کاری کنید که با کوشش و پارسایی از دست و بازو بر آمده باشد.»
«کسی که با اندیشه و گفتار و کردار با بدی پیکار می کند، خشنودی اهورامزدا را فراهم می سازد.»
«خوشبختی و بدبختی خویش را هر کس به دست خود فراهم می سازد.» «خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد.»
«ای خداوند من، به توسط راستی ما را در پناه خود گیر تا ضمیر پاک و منش نیک به سوی ما روی آورد.»
«کسی که پیرو راه نیک است و همیشه اشا (راستی) را در نظر دارد و به کردار می آورد، به زندگی دلخواه دست می یابد.»
راستی تنها در راست گفتن نیست، کردار و اندیشه درست هم جزو قلمروی راستی است.»
. «از جهان دیده ها و شنیده ها یاری بگیرید و هر چیز را که در این جهان است دریابید و این کار بکنید پیش از آنکه رویداد بزرگ فرا برسد.»
«نیک بودن بلند پروازی در این است که انسان را پر جنب و جوش نگاه می دارد.»

تعداد بازدید

مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 26042

فرتور روز

تصوير روز چهار شنبه
راز کعبه زرتشت : مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 4
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط saman   
دوشنبه ، 11 خرداد 1388 ، 22:22

کعبه زرتشت در نقش رستم، ساختمانی به یادگار مانده از دوره تاریخی هخامنشی است، با شکلی مکعب­گونه به ارتفاع 12 متر با کناره­هايی به طول 30/7 متر. درمورد آن­که این یادگار کهن به مانند ديگر سازه­هاي تاریخی ایران­زمین یک شاهکار هنری، معماری است ترديدي وجود ندارد، بلکه سخن پیرامون کاربری راستين آن است. چیزی که بيشتر پژوهشگران و شرق­شناسان درمورد آن نتوانسته­اند به یک سخن يكسان برسند و هنوز موضوع گنجایش آن را دارد که مورد پژوهش و کنکاش قرار بگیرد.
چندسال پیش در شماره «10» فصل نامه پارسیان جستاری پیرامون کعبه زرتشت و گمانه­هايی پیرامون کاربری آن به چاپ رسیده بود. همین نوشتار محرکی شد تا این کهترین در فرای فرضیاتی که آن مکان را محل نگهداری آتش سپند و یا آتشکده قلمداد می­کند و یا گمانه­هایی که آن مکان را جایگاهی برای مومیايی کردن پیکر مرده شاه معرفی می­کند و یا حدسیاتی که آن را جاي نگهداری کتاب اوستا و درف­شهای شاهی می­داند!! و... که البته هرکدام به شوندهاي گوناگون مردود دانسته شده این­بار با دیدی مذهبی به کاربری این بنا بنگرم.

همانگونه که آگاهيد از دهه 1320خورشیدی به این سو بنا به نامهربانی­ها و نامردمی­های هازمان ایرانی و اجحاف­هايي که شد، میل به خاكسپاري درگذشتگان در خاک در میان زرتشتیان جای سپردن مردگان به سنگ(قرار دادن در برج خاموشان) که از نگاه نگارنده سنتی بسیار پسندیده­تر دربرابر به خاك سپردن است، را به کلی گرفت. با منسوخ شدن آن روش کفن و دفن ارزشمند، میرود که رفته رفته باورهايی که همراه با آن روش تدفین کهن وجود داشت نیز به دست فراموشی سپرده شود؟!
بنابر سنت و شریعت دین زرتشتی، روان فرد درگذشته تا سه شبانه روز در پيرامون و بالای سر جسد خویش می­ماند و پس از شب سوم و در بامداد روز چهارم از پیکر خویش جدا شده در کنار پل چینود به داوری کردار و گفتار خویش فراخوانده می­شود تا تکلیف خویش را بداند که در زمره گناهکاران است یا رستگاران. در این مدت سه شب نخست پس از مرگ برای آنکه روان درگذشته از مرگ و تنهايی و تاریکی نهراسد، دست به کاری­هایی بدین شرح می­زدند که البته همانند آن را کم و بیش در میان همه­ي مذاهب و ادیان جهان می­توان دید...
در پايین تپه­ها و یا بلندی­هايی که برفراز آن استودان ساخته شده بود، ساختمانی در دو اشكوب بنا می­شده که معمولا" با دخمه 200 متر کمتر یا بیشتر فاصله داشت و از آن برای انجام آيين­هاي دینی پس از مرگ اشخاص متوفی و همینطور مراسم آتش سوزها استفاده می­شده.آتش سوزها که معمولا دو نفر بودند وظیفه داشتند از روزی که مرده را به دخمه می­بردند و به­سنگ می­سپردند تا سه شب در اتاق ويژه­اي که به آن برج فانوس می­گفتند و دهلیزهای آن رو به دخمه و ويژه این کار بود از سر شب تا صبح آتش بسوزانند. بدین منظور سوراخی پنجره مانند و کوچکی روی دیوار دخمه ایجاد می کردند به طوری آن دهلیز دقیقا" در امتداد پنجره اتاق آتش سوزی پايین تپه و شعله­های سوزان آتش ميان آن باشد و نور آتش تا صبح به درون دخمه بتابد و با روشن کردن آن فضا، ترس از مرگ و تنهايی و تاریکی را از روان مرده دور کند. در کنار این کار بازماندگان درگذشته برای او مراسم دروُن، سِدوش و شبگیر می­گرفتند و از درگاه پروردگار جهان برای وی درخواست آمرزش می کردند و برای آمرزش وی دعا و نیایش می خواندند.
زمانی که با آگاهی از چنین رسومات ظریف و زیبایی پا به نقش رستم و پاسارگاد و حتا شوش بگذاریم به آسانی درمیابیم که هدف از ساختن این بنای 2 اشكوبه(کعبه زرتشت) که تنها یک اتاق در مرتبه دوم دارد چیست؟ اینجا مکان انجام مراسم آتش سوزی سه شب نخست مرگ و برای برگزاری مراسم پس از دفن اموات پادشاهان هخامنشی بوده است.

 محوطه باستانی پاسارگاد
مانند همین بنا در پاسارگاد و در روبه­روی آرامگاه کورش بزرگ نیز قرار دارد که به احتمال قوی به شوند انجام همین مراسم بوده. گریشمن این سه بنای واقع در دشت پاسارگاد، نقش رستم و شوش(منسوب به اردشیر دوم) را صرفا" جاي نگهداری آتش دانسته است در حالی که این 3 ساختمان بایستی مکان آتش سوزی سه شب نخست مرگ و برای مراسم بعد از دفن پیکر خاندان هخامنشی بوده باشد. محل قرارگیری دهلیزهای این سه بنا و مشرف بودن آنها به ورودی آرامگاه[دخمه] پادشاهان هخامنشی نیز خود مهر تايیدی است بر این سخن است.
هنوز هم در مناطقی از استان چهارمحال بختیاری و لرستان، مردمان بر روی گور مرده تازه دفن شده خود شب­ها آتش روشن می­کنند[در کودکی زمانی که عموی پدرم را در روستای «توا» از توابع چهارمحال و بختیاری به خاک می­سپردند شاهد چنین مراسمی بوده ام.] و استنباط آنها از این کار همان چیزی است که زرتشتیان بدان باور داشتند والبته هنوز هم در آرامگاه زرتشتیان آپریگون(مجمر آتشدان) بزرگی در میان گورستان قرار دارد.
باور نویسنده بر آن است که اگر كمي بیشتر با رسومات و اندیشه­های گذشتگان که همگی ریشه در شور دینی و عشق عمیق آنها به زندگی و هم­نوع داشته مهربان باشیم و در راه درک عمیق تر آن کوشش کنیم و به یک خودشناسی عمیق برسیم، دیگر دست نیاز ما برای شناختن خودمان در جلوی پژوهشگران غربی دراز نخواهد شد.

در پناه مزدا 

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 11 خرداد 1388 ، 22:45
 
, Powered by Joomla! and designed by SiteGround web hosting | Edited By PersianIT.ir